فرا رسیدن ایام غم بار و جانسوز تاسوعا و عاشورای حسینی بر تمامی مسلمانان جهان تسلیت باد

يکشنبه ۰۱ مهر ۱۳۹۷

آخرين به روز سازي: سه شنبه 27 شهريور 1397

 

عبارت مورد نظر:

جستجو در:


صنايع فرهنگي: صنايع آينده‌

کارگروه نظام نوآوري صنايع فرهنگي شوراي عالي انقلاب فرهنگي

---------------------------

باشگاه آينده‌پژوهان جوان

---------------------------

پارس درگاه

---------------------------

شبكه تحليلگران تكنولوژي

---------------------------

باشگاه انديشه

---------------------------

طرح ايده‌پردازي كاربردي در فناوري نانو

---------------------------

پايگاه بين‌المللي اطلاع‌رساني كنفرانس‌هاي مديريت و فناوري اطلاعات

---------------------------

انديشگاه نانو و صنعت

---------------------------

بتسا

---------------------------

سايت جامع خلاقيت

---------------------------

سايت تدوين نقشه جامع علمي کشور در حوزه سلامت

---------------------------

بنياد توسعه فردا

---------------------------

پژوهشکده صنعت معدن و تکنولوژي

---------------------------

Shaping Tomorrow

---------------------------

نبت

---------------------------

انديشکده تدبيرآب

---------------------------

مرکز رشد واحدهاي فناور دانشگاه قم


آصف هيچ‌گونه مسووليتي در مورد محتويات سايت‌هاي بالا ندارد.

 



بايد فعالان فرهنگي را با فناوري و نگرش فناورانه آشنا کنيم
گفتگوي کارشناس ديبرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي با دکتر عقيل ملکي‌فر

نويسنده: www.sccr.ir


کسي که نظام نوآوري فرهنگي را مطالعه مي‌کند، مقدمتاً بايد نظام ملي نوآوري را مطالعه کند و بشناسد. چرا که نظام نوآوري فرهنگي بخشي يا زيرسيستمي از نظام ملي نوآوري است.


 

موضوع گفت و گوي ما بحث در مورد نظام نوآوري فرهنگي است. براي شروع بفرماييد نظام نوآوري فرهنگي به چه معني است و چه نيازي موجب شده است که در کشور به آن توجه شود؟ بسم الله الرحمن الرحيم. کسي که نظام نوآوري فرهنگي را مطالعه مي‌کند، مقدمتا بايد نظام ملي نوآوري را مطالعه کند و بشناسد. چرا که نظام نوآوري فرهنگي بخشي يا زيرسيستمي از نظام ملي نوآوري است. همانطور که نظام ملي نوآوري هدفش ارتقاي نوآوري در خدمات و محصولات در کشور است، نظام نوآورانه فرهنگي هم هدفش اين است که خدمات و محصولات نوآورانه فرهنگي را ارتقا دهد و تسهيل کند. به زبان ساده هدف از آن تسهيل و ارتقاي نوآوري فرهنگي است. نوآوري فرهنگي هم يعني خلق خدمات و محصولات نوآورانه در عرصه فرهنگ که مبتني است بر صنايع فرهنگي. اساسا نظام ملي نوآوري حول نوآوري مي‌گردد مخصوصا اگر نوآوري قرار باشد که درون‌زا باشد. نوآوري به دو دسته برون‌زا و درون‌زا تقسيم مي‌شود. نوآوري برون‌زا متکي بر فناوري خارجي است. اين موضوع در صنعت بهتر ديده مي‌شود. چون در کشور ما فناوري در بخش فرهنگ خيلي خودش را نشان نداده است وگرنه هيچ فرقي با صنعت در معناي عام کلمه وجود ندارد. اما اگر فناوري از خود ما باشد و در درون توسعه پيدا کرده باشد، مبناي آن نوآوري باشد، آن نوآوري درون‌زاست. نکته مهم اين است که توسعه‌يافتگي در بحث صنعت و اقتصاد، شاخصه‌اش دستيابي به نوآوري درون‌زاست. هر گاه که خودمان بتوانيم فناوري توليد کنيم و آن فناوري را در هر زمينه ازجمله در زمينه فرهنگ بتوانيم به محصولات و خدمات نوآورانه تبديل کنيم، مي‌توانيم بگوييم کشوري توسعه‌يافته هستيم. فناوري از راه پژوهش ايجاد مي‌شود. اگر جامعه‌اي از طريق پژوهش به فناوري داخلي برسد و اين فناوري به نوآوري بينجامد، به آن جامعه دانش‌بنيان مي‌گوييم. من تصور مي‌کنم يکي از اهداف محوري نظام نوآوري فرهنگي اين است که بخش فرهنگ دانش‌بنيان باشد. هر چند اگر ما در بعد اقتصادي فرهنگ يا اقتصاد فرهنگي، دانش‌بنيان شويم، اين امر در کل بخش فرهنگ تسري پيدا مي‌کند. اگر از من بپرسند چشم‌انداز فرهنگ را در عصر اطلاعات و دانايي تعريف کن، خواهم گفت دستيابي به فرهنگ دانش‌بنيان.بحثي که طرح مي‌کنيد يک بخش از آن به موج سوم تافلر و بخشي از ان به سه گانه مانوئل کاستلز برمي‌گردد. در کشور ما با توجه به مختصات بومي و نظام انقلابي آن، چطور مي‌توان اين موضوع را توضيح داد؟سوال اول اين بايد باشد که چطور مي‌توان به فرهنگ دانش‌بنيان رسيد که هفت سياست مشترک دارد که همان سياست‌هاي هفت‌گانه خلق جامعه دانش‌بنيان است. من چشم‌انداز صدوپنجاه کشور را مطالعه و ترازيابي کرده‌ام و متوجه شدم براي شکل‌گيري جامعه دانش‌بنيان هفت سياست کليدي وجود دارد که در بين همه اين صد و پنجاه کشور مشترک است. يکي از آنها افزايش بودجه‌هاي تحقيقاتي است. يک نسبت قابل قبولي از توليد ناخالص ملي بايد به اين حوزه اختصاص پيدا کند. دوم اينکه موسسات کوچک را در همه عرصه‌ها توسعه دهيم. مثل بخش صنايع فرهنگي. سوم اينکه ما بايد همکاري‌هاي داخلي و بين‌المللي را جدي بگيريم و به سمت سرمايه‌گذاري‌هاي مشترک و ايجاد کنسرسيوم پيش برويم. به خصوص در بحث فرهنگ به توسعه همکاري‌ها در جهان اسلام اعتقاد دارم. اتفاقا اجلاس isecco که هفت سال پيش در تهران برگزار شد، هدفش احياي صنايع فرهنگي در کشورهاي اسلامي و همينطور جلب مشارکت اين کشورها در حوزه فرهنگ و صنايع فرهنگي بود. يکي ديگر از راه‌ها جلب مشارکت بخش خصوصي براي مشارکت در امر پژوهش و تحقيقات است. در کشورهاي توسعه‌يافته به دليل مشارکت بخش خصوصي در زمينه تحقيقات نهادهاي ملي و بودجه‌هاي ملي هر سال کاهش پيدا مي‌کند. خوب است بدانيم هر يک ريال سرمايه‌گذاري در بخش تحقيقات سي ريال بهره‌برداري دارد.شرکت‌هاي بين‌المللي مثل تويوتا و سوني هم بخش تحقيقاتي دارند...اساسا اين شرکت‌ها، دانش‌بنيان هستند و به همين دليل مي‌توانند در رقابت‌هاي جهاني شرکت کنند. ولي خودروسازان ما هيچ‌وقت نمي‌توانند به بازار جهاني پيشرفته راه پيدا کنند چون دانش‌بنيان نيستند. بازار در دنيا به دو بخش پيشرفته و پس‌رفته تقسيم مي‌کنند. بازار پيشرفته آمريکاي شمالي و کانادا و اروپاست به اضافه ژاپن و کره هم که اخيرا اضافه شده است. بازار پس‌رفته آفريقا و خاورميانه است. اين‌ها بازارهايي هستند که به محصولات معمولي متعارف و نه محصولات سرآمد قانع‌اند. شرکتي در کلاس جهاني است که بتواند محصولات خود را به بازارهاي پيشرفته صادر کند، نه اينکه به افغانستان و عراق خودرو صادر کند و اسم خود را صادر کننده بگذارد. اگر خودروسازي ما دانش‌بنيان شد، شش مرکز تحقيقاتي و پانصد محقق و طراح داشت به يک شرکت بين‌المللي هم تبديل مي‌شود. متاسفانه ما به جاي آنکه تکنولوژي توليد را بياموزيم، تکنولوژي مونتاژ را فراگرفته‌ايم و با شرکت‌هاي مهم هم تعامل و تبادل فناوري نداريم. تازه وقتي به اين مرحله رسيديم و توانستيم محصولات شرکت‌هاي بزرگ را با قطعات داخلي توليد کنيم. بايد بتوانيم آن محصول را بومي کنيم. مثلا ماشين ژاپني چراغش شبيه چشم ژاپني‌هاست، جانماز هم ندارد. ماشين ايراني بايد متناسب با سليقه و نژاد ايراني باشد، جانماز و جاي آب براي طهارت هم داشته باشد و... البته تکنولوژي به ما منتقل نشد که بخواهيم آن را بومي کنيم. الان هم که تحريم شد و توليد در شرکت‌هاي ما تعطيل، معلوم شد که ما چيزي از خودمان نداشتيم. خودروي ده ميليوني شد بيست ميليون و فشار آن را مردم متحمل مي‌شوند. چون صنعت خودرو توان خلق فناوري و نوآوري ندارد، چون دانش‌بنيان نيست و خودش توان توليد تکنولوژي را ندارد. اين موضوع در صنايع فرهنگي هم وجود دارد. تفاوت اين صنعت با صنايع ديگر در جنس آنهاست. يکي توليد نرم دارد و ديگري توليد سخت. فارغ از محصول هر چه بر صنايع ديگر مترتب است در مورد صنعت فرهنگ هم مصداق دارد. صنعت فرهنگي هم تکنولوژي مي‌خواهد ولي چون ما صنعت نداريم، اين موضوع را درک نمي‌کنيم. ما فعاليت فرهنگي داريم که تفاوت جدي با صنعت فرهنگي دارد. مثلا شما با داشتن بيست شبکه تلويزيوني هيچ‌وقت صاحب صنعت رسانه تصويري نمي‌شويد. بايد پانصد شبکه داشته باشي تا بتواني ادعا کني که من صنعت دارم. در مقياس صنعتي کثرت و توليد انبوه خيلي مهم است. بيست شبکه چه توليد سرمايه‌اي در سطح ملي مي‌کند که بتوان اسم صنعت روي آن گذاشت؟ ويژگي ديگر صنعت بعد از توليد انبوه - همانطور که اشاره کردم- فناوري است. ما بايد فناوري فرهنگي را درک کنيم، همانطور که مي‌توانيم فناوري در خودروسازي و ساختمان‌سازي و... درک کنيم. فناوري در عرصه فرهنگ نه براي مسئولين ما قابل درک است و نه حتي براي فعالان فرهنگي. اصلا سواد فناوري در جامعه ما در سطح پاييني قرار دارد. شرکت‌هاي داخلي براي در امان ماندن از تعرفه‌هاي گمرکي محصولات را به صورت قطعات گسسته وارد مي‌کنند و در سوله با چند کارگر سرهم‌بندي مي‌کنند و اسم اين کار را هم فناوري مي‌گذارند. اينکه فناوري نيست. حتي مهندسين ما هم درک درستي از فناوري ندارند. در مورد صنعت فرهنگ هم همين موضوع مصداق دارد. کسي مي‌تواند با فناوري ارتباط برقرار کند که سواد فناوري داشته باشد، فني بودن و مهندس بودن هم دليلي بر فهم فناوري نيست. يکي از کارهايي که شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايد براي آن برنامه‌ريزي کند ارتقاي سطح سواد فناوري در مدرسه و دانشگاه است و در زمينه صنايع فرهنگي هم بايد فعالان فرهنگي را با فناوري و نگرش فناورانه آشنا کنيم و حس صنعت و فناوري را به آنها بدهيم. شاعر بودن و هنرمند بودن مثل مهندس بودن است ولي نگاه فناورانه به فرهنگ يک بحث متفاوتي است. هنرمندي که با فناوري آشنايي ندارد چگونه مي‌تواند وارد صنايع فرهنگي شود و کارآفريني کند؟همانطور که اشاره کرديد، کشور ما در شرايط تحريم به سر مي‌برد و تحريم در عين حال که تهديد است مي‌تواند يک فرصت هم باشد. چگونه مي‌توان از فرصت‌هاي تحريم استفاده کرد؟ما بايد سياست‌هاي تدارکاتي و تجاري کشور را اصلاح کنيم. شهروندان ما بايد ياد بگيرند که کالاي داخلي بخرند اما شما کشور را تبديل کرده‌ايد به مرکز فروش کالاهاي بنجل چيني و مانندآن. در اينجا هيچ صنعتي شکل نمي‌گيرد، چه صنايع فرهنگي و چه صنعت ثبت کارخانه‌اي. چون محصولات داخلي قادر به رقابت با محصولات چيني نيستند. نه از لحاظ هزينه مي‌توانند با جنس چيني رقابت کنند، نه از لحاظ کيفيت صنايع ما قادرند محصول با کيفيت توليد کنند. ما بايد به يک موازنه معقولي برسيم بين واردات و توليد داخل. ما نمي‌گوييم واردات را صفر کنيم ولي افزايش آن در حد خفه کردن صنعت داخلي هم درست نيست. در کشور ما چون اقتصاد دولتي است، دولت بزرگترين خريدار و مصرف‌کننده است. بنابراين ما مي‌توانيم حداقل اين انتظار را از دولت داشته باشيم که تدارکات خود را مبتني کند بر کالاي داخلي. يعني انچه را که در داخل قابل توليد است، دولت نخرد. دولت از محصولات و صنعت‌گران داخلي دفاع کند. اين دو جهت گيري اگر درست شود، به نظر من باقي مشکلات قابل حل است.در صحبت‌ها به فناوري فرهنگي اشاره کرديد. با توجه به اينکه ورود فناوري موجب گران شدن محصول مي‌شود، شما چه پيشنهادي براي دولت داريد؟يکي از نقش‌آفرينان نظام نوآوري فرهنگي دولت است، يعني دولت بايد پژوهشگاه بسازد به توليد فناوري دست بزند و عرضه‌کننده فناوري هم باشد. بخشي از اين فناوري هم بايد از خارج وارد شود. البته بايد بين فناوري و تجهيزات فرق گذاشت. من تجهيزات چاپ را فناوري چاپ نمي‌دانم. من تجهيزات سينما را فناوري سينما نمي‌دانم. فناوري روش ساخت و شيوه توليد است. اولا دولت بايد يک نقشه جامع فناوري فرهنگي داشته باشد به عبارت ساده‌تر، سياست فناوري فرهنگي جامع و بيست ساله است. نمي‌شود روي چشم‌انداز 1404 حساب کرد بايد روي چشم‌انداز 1414 کارکرد. چون توسعه فناوري زمانبر است. حتي در امريکا هم که زيرساخت‌ها مهياست، توسعه فناوري‌هاي نوين پانزده سال طول مي‌کشد. در کشور ما که زيرساخت‌ها فراهم نيست خيلي بيشتر زمان مي‌برد. طرح‌هايي که ما زمان جنگ داشتيم بعضا هنوز هم عملياتي نشده است. اين ماهيت تکنولوژي و فناوري است که زمانبر است. به همين دليل افق‌هاي چشم‌انداز علمي و فناوري اکنون به بازه‌هاي سي ساله و چهل ساله هم رسيده است. سياست‌گذاري در اين عرصه نقشه راه آينده را مشخص خواهد کرد؛ اينکه چه بخشي از فناوري را وارد کنيم، چه بخشي را در داخل توليد کنيم، اينکه چگونه صنايع فرهنگي را به سمت فناوري‌هاي نوين متمايل کنيم و...نکته ديگر ايجاد فضاي رقابتي است. چون رقابت موجب مي‌شود که صنايع به سمت نوآوري سوق پيدا مي‌کنند و اين نوآوري، فناوري خاص خود را مي‌طلبد.با توجه به اقتصاد نفتي ما دولت چگونه مي‌تواند به سمت اقتصاد درون‌زا پيش برود؟ما بايد از وابستگي اقتصاد به نفت بکاهيم و به سمت اقتصاد مولد و صنعتي برويم. اين کار خود مستلزم شکل گيري اقتصاد دانش‌بنيان است. بنابر اين دولت بايد تحقيقات را جدي بگيرد تا بتواند فناوري کيفي را توليد کند. نکته ديگر فرهنگ‌سازي است تا صنعتگر ما فناوري داخلي را بخرد. چون صنعتگر به فناوري داخلي اعتماد ندارد، همانطور که مصرف‌کننده به جنس داخلي اعتماد ندارد. پس هم فرهنگ‌سازي لازم است و هم تنظيم سياست‌هاي بازار و ايجاد زيربناهاي توسعه اقتصاد دانش‌بنيان. صنايع فرهنگي در اين ميان مي‌تواند به تنهايي يکه‌تاز عرصه اقتصاد مولد باشد، چون فرهنگ و تفکر شيعي و انقلابي ما در دنيا بي‌رقيب است، رشد صنايع فرهنگي مي‌تواند بازارهاي جهاني براي به ارمغان بياورد. چون در دنيا کالاي مشابه فرهنگي خريداري نمي‌کنند، کالاي متفاوت مي‌خرند. يعني شما در بخش فرهنگ تا بومي نباشي، جهاني نمي‌شوي. محصولات ديگر بايد با استانداردهاي جهاني همخواني داشته باشد تا آن را بخرند ولي فرش ايراني بايد اثر انگشت ايراني داشته باشد تا مورد توجه قرار گيرد. پس بازار صنايع فرهنگي بازار کم‌رقابتي است که منابع عظيم آن در کشور وجود دارد که هر چه از آن استخراج کنيم کم نمي‌شود. حتي با وجود برنامه‌ريزي‌هايي مثل ناتوي فرهنگي، جنس فرهنگ به نحوي است که نمي‌شود مانع از انتشار آن شد. نکته بعدي اين است که اگر مردم به چيزي احساس نياز کنند حتي به صورت قاچاق هم آن را تهيه مي‌کنند و مي‌خرند. نسبت به فرهنگ اسلامي و شيعي امروز جهان احساس نياز مي‌کند. زيرا ما در عصري زندگي مي‌کنيم که اسلام به مثابه يک تفاوت شناخته مي‌شود و انقلاب اسلامي با اين موضوع ارتباط تنگاتنگي دارد. منظور از تفاوت اين است که اسلام به عنوان تنها جايگزين نظام فکري موجود در دنيا مطرح است بلکه بديل نظام جهاني فعلي است. الان دنيا در برابر نظام سرمايه داري بين‌المللي به جز اسلام بديلي ندارد. پس تقاضا براي عرضه تفکر اسلامي، محصولات اسلامي و... بسيار زياد است. آيا ما اين فرصت را درک خواهيم کرد؟

 

نقل مطالب با حفظ حقوق معنوي انديشكده و با اشاره به مشخصات كامل مقاله بلامانع است.




 


   

 ۱۳۸۳© انديشكده صنعت و فناوري (آصف)
كليه حقوق براي انديشكده صنعت و فناوري محفوظ است.
طراحي سايت: آذرتاش پويا

 



شرکت ايده‌پويان شريف