چشمانداز تهران در افق۱۴۰۴، ضمن طرح راهبردي ـ ساختاري شهر تهران در آذرماه سال ۱۳۸۶ ترسيم و ابلاغ شده است كه تهران را در دورنماي مورد انتظار، شهري با اصالت و هويت ايراني ـ اسلامي، دانشپايه و هوشمند، امن و مقاوم و روان با رفاه عمومي معرفي ميكند. بيترديد تحقق اين آرمان زيبا و البته دستيافتني الزامات گوناگوني را ايجاب ميكند كه مشاركت نهادهاي متعدد خواه از جنبه سختافزار و خواه از منظر انديشهگرايي از آن جملهاند. در اين ميان شايد نقش آموزش و پرورش بارزتر از ديگر سازمانها و نهادها باشد، چرا كه تقويت عنصر آگاهي و شناخت عمومي تاثير بسزايي در دستيابي شهرداري به اهداف طرح جامع و سند چشمانداز دارد.
الف. مهمترين محورهاي چشمانداز شهر تهران از ديدگاه آموزشي
نخستين ويژگي شهر تهران در سند چشمانداز، ساماندهي شهري با اصالت و هويت ايراني ـ اسلامي است. از اين منظر، ميتوان گفت نقش آموزش و پرورش نقشي پايدار، ممتاز و اثرگذار خواهد بود. در حقيقت، بازه زماني ۱۸ساله تا افق چشمانداز دوره مناسبي است تا كودكان و نوجوانان امروز و شهروندان آينده، در چارچوب و فضاي مناسبي از آموزشهاي منطبق با فرهنگ ملي و ارزشهاي اسلامي قرار گيرند و مهارتهاي زندگي اجتماعي براي ايفاي نقش در يك كلانشهر و از آن مهمتر در عرصه ملي را بياموزند. در واقع، با توجه به محورهاي اساسي فصل اول برنامه پنجساله شهرداري تهران، مواردي چون حفظ و ارتقاي آگاهيها، اعتماد، سرمايه و همبستگي اجتماعي، تعميق ارزشها، باورها و اعتلاي معرفت ديني و توسعه فرهنگ قرآني مفاهيمي هستند كه بهطور عمده در درون مدارس شكل گرفته و قوام مييابند. درست به همين دليل است كه موضوع هويت و اصالت به عنوان وجه مشترك اهداف آموزش و پرورش، شهرداري و شهروندان عمل خواهد كرد. اين وجه مشترك اهداف بدون ترديد خاستگاه مناسبي براي تعامل نزديك و سازنده هر دو نهاد در زمينه مسايل فرهنگي، اجتماعي و آموزشي بوده و عرصههاي گستردهاي را براي برنامهريزي و اقدام ميگشايد.
در افق چشمانداز، تهران شهري دانشپايه، هوشمند و جهاني ترسيم شده است؛ آرماني كه تنها در سايه مديريت مديراني مدبر و آموزشديده حاصل خواهد شد. اين مهم تنها از طريق تمركز بر انديشههاي راهبردي و بهطور مشخص سرمايهگذاري در تربيت جوانان و نوجواناني محقق خواهد شد كه تا ۲۰سال آينده هدايت شهر را عهدهدار خواهند شد. به بياني بهتر، دانش محوري، هوشمندي و جهانيبودن شهر تهران با الزاماتي همراه است كه برخورداري از سرمايههاي انساني مطلوب از آن جمله است؛ سرمايهاي كه در درون نظام آموزش و پرورش شكل ميگيرد، رشد مييابد و به بالندگي ميرسد تا بتواند شهر خود را در فضاي پررقابت جهان امروز، پابهپاي كلانشهرهاي جهان مديريت كرده و پيش ببرد. در اين ارتباط، هرچند تمامي فصول لايحه برنامه بهنوعي بر اين جهتگيري صحه گذاردهاند، ليكن، فصول دوم، پنجم، هشتم، چهاردهم و پانزدهم تمركز بيشتري در اين حوزه دارند. به بيان بهتر، بسط مولفههاي مديريت شهري، استقرار شهر الكترونيك، برخورداري از سامانههاي هوشمند حركت در شهر و در نهايت نوسازي و ارتقاي ظرفيتهاي شهرداري در گروي اقدامي دوگانه است؛ ارتقاي فرهنگ عمومي در جريان فعاليتهاي پيشبيني شده در برنامه و فرهنگسازي بنيادين از بطن كانونهاي آموزش و پرورش. بديهي است كه در هر دو عرصه، نقشي كليدي از آموزش و پرورش شهر تهران متصور است.
سرسبزي، زيبايي و شادابي نيز در افق چشمانداز تهران، تصويري مطلوب از اين شهر ترسيم ميكند. در عينحال، قرار است اين كلانشهر در سال۱۴۰۴ در برابر انواع آسيبهاي (اجتماعي، فرهنگي و طبيعي) و نيز در برابر مخاطرات مقاوم بوده و از ضريب ايمني بالايي برخوردار باشد. تهران در افق چشمانداز، شهري پايدار با ساختاري مناسب براي سكونت، فعاليت و فراغت خواسته شده است؛ شهري كه روان با رفاه عمومي است؛ حقوق شهروندي در آن بهطور عادلانه تامين ميشود و سرانجام به يكي از سه شهر مهم منطقه آسياي جنوب غربي تبديل خواهد شد.
در بررسي لايحه برنامه پنجساله شهرداري تهران نيز ردپاي اين آرمانها را ميتوان در فصول توسعه اجتماعي و فرهنگي، معماري و شهرسازي، محيطزيست، مديريت مخاطرات، اقتصاد شهري و ساير فصول مرتبط جستوجو كرد. اما ترديدي نيست كه ملاحظات فرهنگي و اجتماعي در توسعه شهر تهران محور تمامي اين راهبردهاست و موضوعاتي مانند توانمندسازي محلهمحور، توانمندسازي اقشار خاص، جلب مشاركت و همكاري سازمانهاي دولتي و غيردولتي، مهار، كنترل و كاهش آسيبهاي اجتماعي، ساماندهي و افزايش مشاركت و نقش مردم، سازمانهاي مردمنهاد و شوراياريها در تهيه برنامههاي محلي و توسعه پايدار، ارتقاي فرهنگ شهروندي و نهادسازي فرهنگي و توسعه فرهنگزيستي و ساماندهي كالبدي شهر علاوه براينكه ماهيت سختافزاري دارد، بر مولفه نرمافزاري نيز استوار شده است.
در اينجا سواي نقش آموزش و پرورش در جهتدهي انديشهها، باورها و عادات فرزندانمان به سمت اين اهداف بلندمدت، نقشهاي كاركردي دانشآموزان در پيشبرد اهداف چشمانداز نقشي منحصربهفرد و پرقوت است. نمونه بارز اين امر، تجربههاي موفق مشترك آموزش و پرورش با شهرداري، با نيروي انتظامي و با وزارت بهداشت در اجراي طرحهاي ارزشمند شهردار مدرسه، هميار پليس و بهداشتيار مدارس است. به بيان بهتر، شهرداري تهران ميتواند از طريق مدارس، و البته بهصورتي نظاممند و هماهنگ با آموزش و پرورش، از هماكنون زمينههاي اجراي طرح جامع شهر تهران را در سطح جامعه فراهم كند.
ب. زمينههاي تعامل شهرداري تهران و آموزش و پرورش
۱. تفاهم راهبردي شهرداري تهران و آموزشو پرورش درخصوص نشر مفاهيم طرح جامع و انتظارات طرفين
۲. تدوين و تنظيم كتابچههاي طرح جامع و برگزاري همايشهاي توجيهي براي مديران
۳. تدوين نشريههاي مناسب به زبان ساده براي تبيين طرح جامع در سطح مدارس و جامعه
۴. تبيين موضوعات اساسي قابل طرح در نظام آموزش و پرورش و واحدهاي آموزشي (از جمله برنامهريزي نيروي انساني در اين راستا)
۵. تعيين اقدامات اساسي، تدوين راهبردها و تنظيم برنامه عمل ميانمدت.
منابع و مآخذ:
۱. طرح جامع راهبردي ـ ساختاري شهر تهران؛ شهرداري تهران ۱۳۸۷
۲. لايحه برنامه پنجساله شهر تهران؛ شهرداري تهران ۱۳۸۷
۳. آموزش عاملان تغيير؛ احمدرضا سنجري (۱۳۷۹)